تبليغاتX
پیدای پنهان
خدایا آنقدر بر پای طلب تاول نامرادی نشسته است که جز تو هیچ معبودی را سراغ ندارم........

نازنینم !

چه دعا بهتر از این :

خنده هات از ته دل

گریه هات از سر شوق

هر غروبت دلشاد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط angel | 

سلام سلام اين بار يه كم دلتنگه ؟؟

السلام عليك يا صاحب الزمان بابا مهدي دلم تنگ شده دلم گرفته دلم برا امام رضا يه زره شده آقام من دلم تنگ شده خيلي طول كشيده آقا قرار نبود اينقدر طول بكشه حق با تو بود گر به دلت مهر من نبود حق داري من و راه ندي حق داري من و صدا نكني اما اين كار را با من نكن من خيلي دلتنگم آقام دلم برات تنگ شده آقام چرا جواب من و نمي دي من از همه چي بريدم خسته ام فقط يه چيز دارم اونم اشك چشمه و آه دل ؟؟

خسته شدم از تظاهر به اين كه دردي ندارم ولي سر و پاه همه دردم... خسته ام از بس همه فكر كردند خيلي قوي ام و از درون شكستم؟؟

چرا چرا چرا بابا مهدي تو هم من و راه نمي دي دلم برا جمكران يه زره شده مي دونم بدم مي دونم گناهكارم مي دونم خيلي بدم ولي پات نوشته شدم باشه مي خوام قول بدم ولي مي ترسم بد قولي كنم ؟؟ ميخوام عهد ببندم ولي مي ترسم عهد شكني كنم ولي بدون دوستت دارم؟؟

دلي كه جز محبت شما اهل بيت در آن راه يابد دل نيست دل من و دل كن آقا

دلتنگي من مال ديروز و امروز و فردا نيست يه عمره دلتنگم ؟؟؟ تا تو نيايي من دلتنگم؟؟ بابا مهدي دلم تنگه دلم برا سقا خونه يه ذره شده دلم برا نقاره خونه خيلي گرفته بابا مهدي سه شنبه اين هفته اومد و باز ذكر لبم سلام علي آل ياسين و اين كه بگم شايد اين جمعه بيايد شايد پرده از چهره گشايد شايد ؟؟؟

باشه بازهم مثل هميشه صبر مي كنم چشم صبر ان الله مع صابرين قربونت برم كه وقتي باهات حرف مي زنم كلي آروم مي شم ؟؟؟ چقدر خوبه كه مي تونم باهات حرف بزنم دوست دارم

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم العجل لوليك الفرج اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

دوستان عزيز شما هم مي تونيد واسه آقامون نامه بنويسيد ؟؟ اگه بدونيد كه آقا از همه بيشتر ما را دوست داره حتمن اين كار را مي كنيد و باهاش حرف مي زنيد...من اگه این کار را نکنم دق می کنم.

آبي باشيد و دريا دل و دل آبي سبز باشيد و سبز فكر و سبز زندگي كنيد

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 10:22 بعد از ظهر  توسط angel | 

لحظه خطرناکی است لحظه ای است که امید جای خود را به نا

امیدی می دهد

 لحظه خطرناک لحظه ای است که صبوری جای خود را به عجله می دهد

لحظه خطرناک لحظه ای است که همدردی جای خود را به طرد کردن می دهد

لحظه خطرناک لحظه ای است که ما جای خود را به من و تو می دهد

لحظه خطرناک لحظه ای است که انسانیت جای خود را به خوی حیوانی می دهد

لحظه خطرناک لحظه ای است که بخشش جای خود را به خشم می دهد

لحظه خطرناک لحظه ای است که درک و تامل جای خود را به لجبازی می دهد

لحظه خطرناک لحظه ای است که جمع بینی جای خود را به خود بینی می دهد

لحظه خطرناک لحظه ای است که صلح جای خود را به جنگ می دهد

لحظه خطرناک لحظه ای است که عشق جای خود را به هوس می دهد

لحظه خطرناک لحظه ای است که صداقت جای خود را به دروغگویی می دهد

لحظه خطرناک لحظه ای است که صفا و صمیمیت جای خود را به کینه می دهد

لحظه خطرناک لحظه ای است که عقل و تفکر جای خود را به تقلید می دهد

لحظه خطرناک لحظه ای است که علم و منطق جای

خود را به خرافات و رسوم می دهد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط angel | 

میخوام یه قصری بسازم

پنجره هاش آبی باشه

من باشم و تو باشی و

یک شب مهتابی باشه

میخوام یه کاری بکنم

شاید بگی دوسم داری

میخوام یه حرفی بزنم

که دیگه تنهام نذاری

امشب میخوام تا خود صبح

فقط برات دعا کنم

برای خوشبخت شدنت

خدا خدا خدا کنم

میخوام برات از آسمون

یاسهای خوش بو بچینم

میخوام شبها عکس تو رو

تو خواب گلها ببینم

میخوام که جادوت بکنم

همیشه پیشم بمونی

از تو کتاب زندگی

یه حرف رنگی بخونی

امشب میخوام برای تو

یه فال حافظ بگیرم

اگر که خوب در نیومد

به احترامت بمیرم

امشب میخوام رو آسمون

شکل چشاتو بکشم

اگر نگاهم نکنی

ناز نگاتو بکشم

امشب میخوام تا خود صبح

فقط برات دعا کنم

برای خوشبخت شدنت

خدا خدا خدا کنم

میخوام تو رو قسم بدم

به جون هر چی عاشقه

به جون هر چی قلب صاف

رنگ گل شقایقه

یه موقعی فکر نکنی

دلم واست تنگ نمیشه

فکر نکنی اگه بری

زندگی کمرنگ نمیشه

 امشب میخوام تا خود صبح

فقط برات دعا کنم

برای خوشبخت شدنت

خدا خدا خدا کنم....

+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 6:15 بعد از ظهر  توسط angel | 

 

کاش می شد................

کاش می شد تو بیایی و و با سر انگشت بارانی ات احساس سردم را لمس کنی تا فقط تو را الهه سبز ویا هایم ببینم .نمیدانم عزیزم شاید غروب جمعه بود که به ضیافت محبت پا نهادم آنجا که عشق میزبان بود و قلب من میهمان و از آن روز بود که تو را وزن غزلهایم کردم کاش می شد ترانه غربت را که پرنده ی عاشق قلبم سر می دهد را می شنیدی آن وقت دیگر این پرنده عاشق را به انتظار نمی گذاشتی !

ای روح سبز باران کاش می شد تو را سرود ولی غزل نا تمام عشقی که احساس هیچ شاعری یارای سرودن تو را ندارد تو را به نهایت عشق از عمق سکوت و از ورای حقیقتی ناب صدا می زنم جواب این دلشکسته ها را چه خواهی داد حتما نخواهی گفت که تا آمدن بهار هنوز وقت باقی است!کاش که بیایی تا باور سبز بودن به پهنه نیلی نگاهت سر بساید و دریای امواج قلبمان بر ساحل تو آرام گیرد این روزها هیچ پرنده را نمی شناسی که بر لانه باران بشیند و مرثیه غربت سر ندهد بیدهای مجنون در خیال خود تو را لیلی می خوانند ...آری این روزها تمام یاسها خواب مردی از فبیله باران را می بینند.که در کوچه بارانی احساسشان قدم می زند و گه گاه تسبیح به دست گرفته و دعا می کنند .کاش می شد تو که نبض تپنده ی هر عاشقی سرور عشق را در روحمان زمزمه کنی  تا ققنوس احساسمان بمیرد و در پناه این زمزمه از خاکستر آن دیگر ققنوسی متولد نشود...... کاش می شد واژه انتظلر را از تکلم یک شقایق در یابیم و آن گاه همراه باشیم و نسترن یک صدا تو را فریاد بزنیم .ای فراتر از هر چه احساس !ای ادراک سبز ظهور !کاش می شد که بیایی!کاش می شد که بیایی!!! ....................................
+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 2:10 قبل از ظهر  توسط angel | 
  1. دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه بخاطر شخصیتی که هنگام با تو بودن پیدا می کنم
  2. هیچکس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود
  3. اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد
  4. بد ترین شکل دلتنگی برای کسی  آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید 
  5. هرگز لبخند را ترک مکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود
  6. دوست واقعی کسی است که دست های تو را بگیرد ولی  قلب تو را لمس کند
  7. هر گز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران
  8. تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی
  9. شاید خدا خواسته که ابتدابسیاری  افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکر گزار باشی
  10. به چیزی که گذشت غم مخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن
  11. همواره افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده،دوباره  اعتماد نکنی  
  12. خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود رامی شناسی قبل از اینکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او  تو را بشناسند
  13. زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ،بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری 
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 7:2 قبل از ظهر  توسط angel | 
همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است

                                                     آرام

                                                                 همیشگی

                                                                                   نزدیک

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 6:37 قبل از ظهر  توسط angel | 
 

به ياد كربلا افتاده ام باز

عنان طاقت از كف داده ام باز

به من ماهي نشان دادن آنجا

كه تا امروز مستم از تماشا

دلم پر مي زند هرشب به بامش

سلامم مي كند دارالسلامش

دل عاشق ز معشوقش جدا نيست

برايم هيچ جايي كربلا نيست

چه ميفهميد از حال دل من

شنيدن كي بود مانند ديدن

من مجنون جز اين ليلا ندارم

خدايا تاب تا فردا ندارم

سر عاشق نوازي داشت يارم

دو روزي پرده را برداشت يارم

قرق كرد او حرم را تا بمانم

كنار تربتش شعري بخوانم

نشانم داد مزد نوكري چيست

خريدار دل شيداي من كيست

تهيدستم ولي گنجينه دارم

حسين تازه اي در سينه دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 7:15 قبل از ظهر  توسط angel | 

 

بليط ماندن است مانده روي دست هاي من

در اين همه مسافر حرم نبود جاي من ؟

رفيق عازم سفر فقط(سلام ) را ببر

سفارش مريض حضرت امام را ببر

( سلام نسخه ) را ببر ببين دوا نمي دهد؟

از او بپرس اين مريض را شفا نمي دهد ؟

چقدر تا تو با قطارها سفر کند دلش ؟

چقدر بگذرند زائرانت از مقابلش ؟

چقدر بادهاي دوري ات مچاله اش کنند

و دوستان به روزهاي خوش حواله اش کنند

درست بيست سال شد که راه طوس بسته است

جوان دل شکسته دل به پابوس بسته است

پدر به کربلا و مکه رفته است چند بار

و من هنوز در هواي مشهد تو بي قرار

مرا طلاي گنبد تو بي قرار مي کند

کسي مرا به دوش ابر ها سوار مي کند

خيال مي کند که ديدن تو قسمتش شده

همين کسي که دارد ا ز خودش فرار مي کند

کسي که بيست سال آزگار مشهدي نشد

و هرچه شکوه مي کند به روزگار مي کند

به بادهاي آشناي شرق بوسه مي دهد

به آتش ارادت تو افتخار مي کند

به اين اميد ضامن رئوف تا ببيندت

هي آهوان بچه دار شکار مي کند

هزار تا غروم در مسير ايستاده ام

به هر که آمده به پابوس نامه داده ام

من از کبوتران گنبد تو کمترم مگر

که بعد سالها نخوانده اي مرا به اين سفر

قطار هاي عازم شمال شرق مي روند

دقيقه هاي بي تو مثل باد و برق مي روند

بليط ماندن است مانده روي دست هاي من

در اين همه مسافر حرم نبود جاي

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 7:10 قبل از ظهر  توسط angel | 

کاش در خلوتم امشب تو فقط بودی و من

                                              اگه از این دل پر تب تو فقط بودی و من

کاش حتی دو ملک را زبرم می بردی

                                               در حرم خانه ام امشب تو فقط بودی و من

من هم از سینه دل هرزه برون می کردم

                                               این دل صد دله یا رب تو فقط بودی و من

کاش هنگام دعا لب زمیان بر می خاست

                                                بی میانجیگری لب تو فقط بودی و من

واژه در مطلب دل واسطه ی خوبی نیست

                                               کاش بی واژه و مطلب تو فقط بودی و من

واژه نا محرم و دل هرزه و لب بیگانه است

                                              کاش بی واسطه هر شب تو فقط بودی و من

روز ها کاش نبودند و همه دم شب بود

                                              شب بی اختر و کوکب تو فقط بودی و من

فاش گویم غم دل ،کاش خدایا دایم     

                                             من بودم از تو لبالب تو فقط بودی و من

التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط angel | 

 

مراقب افکارت باش که به گفتار تبدیل می شود

مراقب گفتارت باش که به کردار تبدیل می شود

مراقب کردارت باش که به عادت تبدیل می شود

مرافب عادتت باش که به شخصیت تبدیل می شود

مراقب شخصیت خود باش که به سرنوشت تبدیل می شود

 

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 9:45 بعد از ظهر  توسط angel | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خداوندا!
که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار

پیوندهای روزانه
الله
نسیمی از بهشت
پرواز به سوی او...
روی خط دلدادگی
دلکده
تنها ترین پرنده
کجاست یاری کننده ای که یاری کند مرا؟
آشیانه عشق ما
کلبه متروک
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
پیوندها
زیباترین شکیب
حالا بیا تو
خلوت دل
هر وقت دلت گرفت فقط بنویس(فرنازجون)
خدایا صدایت می کنیم
ساحل آرامش (بابا عظیمی)
به انتظار او
کلبه تنهایی
حرف دل(گدای عشق عزیزم)
زمزمه های دلتنگی
حس غریب
باران مسیحا
ساز جدایی(شهرزاد عزیزم)
اللهم عجل لولیک الفرج
امیدم را مگیر از من خدایا
منتظرم تا که او برگردد
شوق پرواز
پیشامد
یا حسین غریب مادر
حیات خلوت
خدای آسمونی من
دل گویه های فراق
لاهوت
گاهی چیزای خوبی پیدا میشه
یوسف گمگشته
الهی لا تودبنی بعقوبتک
بر دلم بود
نگین
درمان با عرفان
به خدا اگر بيايي اثر از خزان نماند
انتظار سبز
زائر بقیع
طلبه ای طالب یار
انتظار فرج
حرفهای خودمونی
عاشق شو عاشق خدا
ماتم کده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان