![]() |
![]() |
|
| خدایا آنقدر بر پای طلب تاول نامرادی نشسته است که جز تو هیچ معبودی را سراغ ندارم........ |
|
دیر نخواهم و آنچه را تو دیر میخواهی ... زود نخواهم التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 آبان1385ساعت 5:45 قبل از ظهر توسط angel |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 آبان1385ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط angel |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 آبان1385ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط angel |
|
|
پائولو کوئلیو می گوید : ما همه نیازمند عشقیم عشق بخشی از سرشت انسانی است به همان اندازه ی خوردن نوشیدن وخفتن
گاهی هنگام تماشای یک غروب زیبا خود را کاملا تنها می یابیم و می اندیشیم
-این زیبایی اهمیت ندارد چون کسی را ندارم تا دراین زیبایی با او سهیم شوم
در چنین مواقعی باید بپرسیم چندبارنثار کردن عشقمان را از ماخواسته اند وما امتناع کرده ایم ؟ چند بار از نزدیک شدن به کسی وگفتن اینکه دوستش داریم ترسیده ایم از تنهایی حذر کنید به اندازه ی خطرناک ترین داروهای مخدر خطرناک است ! اگر غروب دیگر برای شما معنایی ندارد فروتن باشید و به جستجوی عشق برخیزید بدانید که همچون بقیه ی برکت های روحانی هرچه بیشتر حاضر به بخشش باشید بیشتر دریافت می کنید پیرامون ما همواره حوادثی در شرف تکوین اند ؛ برخی بر ما مقدمند برخی منطبق و برخی متاخر . برخی مطلوبند برخی نامطلوب . آنچه نامطلوب است گاهی توسط انسان قابل تصرف و تغییر است و گاهی خیر... همه ناملایمات قادر نیستند برای ما تولید رنج کنند چرا که انسان به واسطه ی درک و انعطاف خدادادش بسیاری از سختی های پیرامونش را هضم کرده و با آنها همزیستی ایجاد می کند یا به قولی به آنها عادت کرده و از حضورشان رنج نمی برد ؛ کمبودها و کاستی ها را می پذیرد و با وضع موجود منطبق شده سعی می کند از آنچه در اختیار دارد بهره ی مطلوب ببرد. به اعتقادمن تنها ناملایماتی می توانند موجب رنج آدمی شوند که فراتر از درک او باشند... رنج یعنی ناتوانی ما در درک هستی . بزرگی می گفت :رنج ودرد با همه بزرگی قدرت ندارد یک انسان خسته رادرخود فروکوبد...به من می گفت : به خودت مباهات کن زندگی دید می توانی به او لگام بزنی تو را به مبارزه فراخواند ؛ به هیچ قیمتی به این میدان پشت نکن؛ تو زندگی راتهدید کردی انقدر قدرتمند بودی که لایق این میدان باشی ... بدان رنج چیزی جز بهانه ای برای سنجش میزان قدرت ما نیست . <<خداوند درمورد کسانی که انتخابشان کرده بسیار سختگیر است>> بهترین اتفاقها معمولا زمانی رخ می دهند که انتظارشان را نداریم. پس برای ناامیدی هیچ بهانه ای نیست . با امید و اعتقاد به بیکرانگی قدرت و محبت خداوند واعتقاد به اینکه او همیشه صلاح بندگانش را می خواهد - حتی اگر به ظاهر جز این باشد ـ می توان بر هر سختی
. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 آبان1385ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط angel |
|
|
ابر با آن پوستین سرد نمناکش باغ بی برگی روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش ساز او باران سرودش باد جامه اش شولای عریانی است ور جز اینش جامه ای باید ، بافته بس شعله ی زر تار پودش باد گو بروید یا نروید ، هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد باغبان و رهگذاری نیست باغ نومیدان ، چشم در راه بهاری نیست گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد ور به رویش برگ لبخندی نمی روید باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ، داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید باغ بی برگی خنده اش خونی است اشک آمیز جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 آبان1385ساعت 7:43 قبل از ظهر توسط angel |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خداوندا!
که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار |
| پیوندهای روزانه |
|
الله نسیمی از بهشت پرواز به سوی او... روی خط دلدادگی دلکده تنها ترین پرنده کجاست یاری کننده ای که یاری کند مرا؟ آشیانه عشق ما کلبه متروک آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|