![]() |
![]() |
|
| خدایا آنقدر بر پای طلب تاول نامرادی نشسته است که جز تو هیچ معبودی را سراغ ندارم........ |
|
خیمه بر کوی یار خواهم زد
در آن غمگسار خواهم زد اولین تازیانه ای که زنم بر سر انتظار خواهم زد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 بهمن1385ساعت 2:37 بعد از ظهر توسط angel |
|
|
السلام علیک یا سید الشهدا این الطالب به دم المقتول بکربلا زمانیکه قلم رو دستم گرفتم تا از سالار شهیدان بنویسم ناگاه یاد کرامات حضرت افتادم.... همون آقایی که نامش گشاینده مشکلها، تربتش احیای مرده ها، و شفای بیماران و اثر زیارتش به سر بردن در بهترین حالات در برزخ و بهترین باغهای برزخ خداوند و دفع عذاب از قبرستان و به برکتش از آتش ایمنی می بخشد ......همون آقایی که زمانی مردی از انصار به نزدش برای طلب حاجت رفت امام به او فرمود : "ای برادر انصاری آبروی خود را برای بیان نیازت مریز و آنچه می خواهی را در رقعه ای بنویس و به من تسلیم کن انشاالله من تمام خواسته تو را بر خواهم آورد و تو خشنود خواهی شد " بله این همون مولای ماست که به فکر آبروی متوسلین و محبینش است..حالا ما چه قدر به فکر آبروی خودمونیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ما به جای اینکه از خودشون بخواهیم تو عصر تکنولوزی و صنعت خودمونو گم کردیم آقا جون حالا اومدیم تا از خودتون بخواهیم مثل همون مرد انصاری..... آقای من همه ی مسلمونا نیاز دارند همشون حاجتمندن به خصوص زمانیکه محرم میاد ،حس و حال غریبی به آدم میده.چشمهایی حلقه زده از اشک...یه بغض بغضی که نه شکسته میشه و نه میشه اونو فرو داد ......حس غم .......حس غربت ......حس دلتنگی یه حس ناشناخته ...نمیدونم!!!!؟؟؟؟......خدا کنه همه ی این احساسها ازروی معرفت به آقا باشه نه فقط مشکلات خودمون ...یا ابا عبدلله همه ما محب شما و ائمه هستیم اما هممون می خواهیم که این عشق قلبی و پاک رو با معرفت همراهش کنی ......دوست داریم به حق مادر پهلو شکستتون و این ایام عزیز معرفت به ائمه رو بهمون عطا کنین....چون وقتی آدم با معرفت وارد مجلس امام حسین (ع)دیگه به خاطر نیازهاش و طلب حاجت گریه نمی کنه بلکه به خاطر شناختی که به اون حضرت داره و درک مصیبتهایی که بر اون حضرت وارد شده اشک می ریزه ...اون موقع این اشکه که میگن :هر کس در مجلس امام حسین گریه کنه بهشت بر او واجب میشه ....خدا کنه آخرین توشه ما از دنیا مثل آیه الله حجت تربت آقا امام حسین باشه (هر چند ایشون از علمای بزرگ بودن ).... آقا جون به حق دختر سه سالتون ما رو هم به خونتون دعوت کنین که آرزوی قلبی هممونه خدایا آنچنان اخلاصی بهمون عطا کن تا هنگام سلام دادن به آقا امام حسین(ع)لبخندرضایتشون رو احساس کنیم
التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
جمعه 6 بهمن1385ساعت 3:17 قبل از ظهر توسط angel |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خداوندا!
که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار |
|
RSS
|